سیل عشق
عاشق شد و عشق قطره قطره پشت دلش جمع شد؛ و يك روز رسيد كه قلبش تَرَك برداشت و عشق از شكافِ دلش بيرون ريخت. سيلي از عشق راه افتاد و جهان را عشق بُرد.
فرداي آن روز خدا دوباره جهاني تازه خلق كرد.
مردم اما نمي دانند جهان چرا اين همه تازه است. زيرا نميدانند كه هر روز كسي عاشق ميشود و هر روز سيلي از عشق راه ميافتد و هر روز جهان را عشق ميبَرَد و خدا هر روز جهاني تازه خلق مي كند!
فرداي آن روز خدا دوباره جهاني تازه خلق كرد.
مردم اما نمي دانند جهان چرا اين همه تازه است. زيرا نميدانند كه هر روز كسي عاشق ميشود و هر روز سيلي از عشق راه ميافتد و هر روز جهان را عشق ميبَرَد و خدا هر روز جهاني تازه خلق مي كند!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 12:38 توسط ویشکا
|